استقلال خواهی ملتها برای نظام‌سلطه قابل تحمل نیست/ 2030 ها از دریچه جریان روشنفکری نفوذ کرده اند

[ad_1]

پایگاه خبری_تحلیلی نافع در میز گردی اختصاصی با یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا و دکترای علوم سیاسی و همچنین مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان به تبیین هر چه بهتر زوایای مختلف سند 2030 پرداخته است.

 

برخی بحث حق تحفظ را در این سند به میان می آورند در این رابطه نیز کمی برایمان توضیح دهید؟

دکتر رحیمی روشن:

بله در حقوق بین الملل حق تحفظ هم  داریم به این معنی که شما میتوانید یک پیمان بین المللی را بپذیرید بعد نسبت به یک یا چند بند آن حق تحفظ داشته باشید اما در سند 2030 گفته شده است که حق تحفظ ها نباید با روح کلی این سند مغایر باشد یعنی اینجا حق تحفظ شما هم روی هوا است، زیرا با استناد به همین بند حق تحفظ شما را نمی پذیرند.

 

 

الان در بحث انرژی هسته ای نیز این بحث را داریم که برجام را نقض کرده اند ولی در ظاهر نیز نقض نکردند در دنیای امروزی که عربستان می شود رئیس کمیته حقوق بشر چه تضمینی است و به چه چیزی میخواهید اعتماد بکنید؟

در بحث برجام هم میگفتند امضای آقای جان کری! تضمین است. اما جان کری نه تنها اکنون مسئولیتی ندارد بلکه  افتخار میکند به  کشورش خدمت کرده ومسئولیت را به افراد بعد از خود سپرده است او کجا است که بیاید تضمینی که به مقامات مذاکره کننده ما داده  است اجرایی کند؟! ما نمیدانم چندین بار باید از یک سوراخ گزیده شویم.

 

 

رهبر انقلاب در سخنانشان اشاره داشتند که حتی اگر شما اسلام هم از ایران کنار بگذارید اما اگر استقلال ایران را بخواهید آنها از شما نمیپذیرند، نمونه تاریخی اش سرنگونی دکتر مصدق است، دکتر محمد خان مصدق السلطنه به اسمش دقت کنید هم خان بوده است هم تحصیلکرده غرب و هم مصدق السلطنه بوده است، مورد اعتماد سلطنت است.

ایشان نه دنبال ایجاد حکومت اسلامی بوده و نه انقلابی گرچه نمیدانم در زندگی شخصی اش فرد مسلمان و مومنی بوده است یا خیر؛ شاید بوده است ولی در بحث سیاسی_اجتماعی اصلا باور به این موارد نداشت اما چرا توسط همان لیبرال هایی که خودشان این را تربیت کرده بودند و در مکتب خودشان درس خوانده بود ساقط شد؟

مصدق یک چیزی داشت که پیشینیان و پسینیان اش نداشتند از مشروطه تا انقلاب اسلامی و آن استقلال خواهی بود وغرب لیبرال مصدق لیبرال را به همین دلیل تحمل نکرد!

 

شما استقلال ایران را بخواهید فرق نمیکند با تاج و تخت باشی یا دموکرات اگر بتوانند سرنگونت خواهند کرد امیر کبیر باشی یا میرزا حسین خان سپهسالار فرق نمیکند جمهوری اسلامی باشید یا هر عنوان دیگر استقلال خواهی ملتها برای نظام‌سلطه قابل تحمل نیست.

 

اما اگر محتوا استقلال خواهی نباشد اسم وعنوان برای نظام سلطه اهمیتی ندارد پاکستان هم جمهوری اسلامی است زودتر از ایران هم جمهوری اسلامی شده و از نظر غرب هیچ اشکالی هم ندارد به این موارد اگر ما دقت بکنیم 2030 را نباید بپذیریم.

 

البته همانگونه که عرض کردم پذیرش این سند بخشی به دلیل غفلت است و بخشی نیز به دلیل باور است. غفلت باعث میشود گاهی با 10 یا 20 واسطه در میدان دشمن بازی بکنیم در حوزه فرهنگی گاهی کاری میکنم ندانسته و کاری میکنم که منفعتش برای دشمنان است.

 

در  موضوع آگاهی بخشی راجع به سند 2030 کم کاری شده است، صدا و سیما و دستگاه های تبلیغی رسمی، جریان های دانشجویی ضعیف عمل شده است.

 

متاسفانه چون مطرح شدن و جدی شدن  این سند همزمان  با انتخابات شد از این‌جهت  تحت تاثیر انتخابات قرار گرفت و خیلی ها این موضوع را به پای انتخابات گذاشتند.

 

چرا روشنفکران و اندیشمندان ما به غیر از مواردی معدود در زمینه روشنگری و هدایت مردم و ایستادن در برابر این سند استعماری خوب ظاهر نشدند؟

 

دکتر رحیمی روشن:

 

خود واژه روشنفکر در واقع دارای مشکل است، روشن فکر واژه اش مشکلی ندارد در معنی لغوی روشن فکر کسی است که فکرش روشن است آگاه است خوب فکر میکند.

 ولی از لحاظ اصطلاحی معنی روشنفکر غیر این است، روشنفکر اصطلاحا به کسی گفته میشود که هیچ چیزی را قبول ندارد و همیشه معترض است. کسی که همه چیز را زیر سوال میبرد میگویند روشنفکر است در بسیاری مواقع روشنفکران راهکار اصلاحی ندارند بلکه اعتراض و زیر سوال بردن وجهه همت آنها است.

 

من میخواهم بگویم که جریان روشنفکری به این معنا، یک دریچه نفوذ بوده است و 2030 ها از همین دریچه آمدند.

ما چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم اینها مقابله کنند در حالی که خودشان عامل هستند و آورنده؟
 
اگر به معنای لغوی روشنفکری بپردازیم یعنی معنای مثبت آن شاید مساوی “افراد بصیر” باشد. افراد با بصیرت که می بایست کاری کنند و آگاهی بخشی نمایند به نظر من آنها هم کم کاری کرده اند.

البته شرایط زمانی و مکانی هم دست به دست هم داد که اگر چیزی هم میگفتند برد کلام خیلی موثر نبود به خاطر شرایط خاص انتخابات.

گرچه این وظیفه تمام نشده است و باید ادامه پیدا بکند درست است اصلا لغو هم شده است ولی این باید برای مردم روشن شود که تصور نکنند اجرای 2030 یک کار مثبتی بود وعده ای مانع شدند. چون ممکن است در بین مردم چنین برداشتی را جا بیاندازند مخصوصا اینکه خود دولت به دنبال این موارد هست که بگوید ما میخواهیم کار بکنیم نمیگذارند که یکی از آن میتواند همین 2030 باشد.

 

بنابراین، روشنگری در نشان دادن ماهیت 2030 و حتی چرایی لغو آن لازم است و پایان نیافته است.

 

این وظیفه ای برای همه نیروهای دلسوز ایران و انقلاب است چرا که بحث استقلال مطرح است، و چون 2030 چیزی ندارد که ما نتوانیم انجام دهیم.

 

ما سند چشم انداز 20 ساله و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش که هنوز اجرایی نشده است را داریم که اگر اجرا شود خیلی از مواردی که در 2030 است، در اینها میتوانیم به دست بیاوریم.

چه کسی در ایران مخالف برابری جنسیتی در آموزش است که 2030 میخواهد بیاید این مانع را بردارد؟ آیا با این موضوع احکام اسلامی و یا علما مخالفند؟آیا قانون اساسی و یا رهبری مخالفند؟ ما ورودی دانشگاه هایمان گاهی تا 60 درصد خانم ها بودند الان پلیس خانم داریم و در حد وزیر و مسئولین دولتی خانم داریم. اثرات مثبتی که در 2030 وجود دارد و ما با نپذیرفتنش نخواهیم انجام دهیم را به ما نشان بدهند.

 

 

ما پیمان  NPT  را پذیرفتیم  که از منافع آن سود ببریم تازه این خیلی عینی تر است اما آیا سود برده ایم؟ مثلا میتوانیم به آژانس انرژی اتمی بگوییم که براساس NPT شما باید فلان خدمات را برای ما انجام دهید؛ اما حتی چنین چیزی در سند ۲۰۳۰ وجود ندارد.

 

پذیرش NPT  برای ما یک مانع و ترمز شده است، وقتی شما اعتراض میکنید که چرا به اسرائیل و حتی هند و پاکستان ایراد نمیگیرد که 400 کلاهک اتمی دارد جوابی که آژانس به شما میدهد این است که چون آنها عضو npt نیستند، عضویت ما شده است یک گناه و محدودیت. خب چرا با پذیرش ۲۰۳۰ یا امثالهم دوباره چنین پیله ای را این بار به دور فرهنگمان بپیچیم که بسیار خطرناک تر است. این سند خیلی از پذیرش npt پیچیده تر است .

 

برخی میگویند اگر 2030 را نپذیریم، نمیتوانیم برابری جنسیتی ایجاد کنیم یا اصلا نداریم. خب اگر نداریم بیاوریم ایجاد بکنیم چه چیزی مانع آن است؟ آیا دین ما مانع است یا بر عکس آموزش را برای همگان ترویج کرده؟ قانون اساسی مانع است یا ترویج کرده است؟ پذیرش 2030 را اگر خیلی خوشبینانه نگاه بکنیم یک غفلت است، اگر پذیرفته شود پیله ای است به دست و پای آموزش کشور و یک منفذ و روزنه ای به داخل سیستم آموزشی ما و پروردن نسل هایی در آینده که به جای اینکه فکر منافع ایران اسلام و انقلاب باشند سرباز بی جیره مواجب فرهنگ بیگانه خواهند بود.

 

 در ادامه این گزارش نیز به بخشی از گفت و گوی خبرنگار نافع با مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان میپردازیم.

 

در بین فرهنگیان کشور چه دیدگاه هایی در این خصوص وجود دارد؟

 

در هر گروهی هست که عده ای مخالف و عده ای موافقند ما قبل از انتخابات که بحث میکردیم اکثرا اشاره به سند تحول بنیادین میکردند و معتقد بودند که اگر اجرایی شود بسیاری از مشکلات ما حل میشود، اما بعد از انتخابات میبینیم که موضع ها کاملا برمیگردد حتی با وجود اینکه خودشان قبول دارند که این سند کارکرد مخربی دارد.

 

این تنها راهش روشن شدن موضوع است و این سند هنوز برای جامعه کاملا باز نشده است.

 

ما الان بررسی کنیم چند تا از اساتید مطرح دانشگاه های ما چند تن از اندیشمندان ما و سخنرانان ما آمدند راجع به سند 2030 منطقی و علمی و کاملا بی طرفانه صحبت کردند که این سند به این دلایل برای کشور خوب نیست.

 

لازم است که این موضوع در دانشگاه ها و آموزش و پرورش تبیین شود که چقدر این سند با یک پوشش بسیار زیبایی توسط یک سازمانی که به اصطلاح مدافع حقوق بشر است می آید برای کشورها ابلاغ می شود که شما این را اجرا کنید که به اهداف خودشان یعنی وابسته کردن تمام کشورها از طریق آموزش و فرهنگ برسند.

 

حضرت آقا صحبتی داشتند که فرمودند جوانان الان قدر استقلال را نمیدانند یعنی مثل ماهی هستند که در آب بوده و قدر آب را نمیدانند و وقتی از آب بیرون بیایند میفهمند چه چیزی را از دست داده اند ما الان باید قدر استقلال را بدانیم چرا که خون ها دادیم به خاطر این استقلال و نباید به راحتی از کنار آن نباید گذر کرد.

 

یه بحثی هم در ادامه صحبت های دکتر رحیمی روشن عرض کنم که عدالت جنسیتی و برابری جنسیتی این دو با هم کاملا تفاوت دارند و ما در آموزشمان برابری جنسیتی لازم نیست داشته باشیم  ما یکسری از جاها باید عدالت محور با دانش آموزان عمل بکنیم.

برابری جنسیتی صرفا میگوید که فرصت های آموزش برای دختران و پسران به یک اندازه باشد کلاس های دختران و پسران مختلط باشد ما همان منابعی را که برای خانم ها استفاده میکنیم  برای آقایان هم استفاده بکنیم که این اشتباه است  و الان در آموزش و پرورش ما هم هست ما می آییم همان منابعی را که برای دختری که در سن 9 سالگی به سن تکلیف رسیده است را برای پسری که به آن سن رسیده دقیقا همان را برایش آموزش میدهیم سوای بحث فرهنگی و فکری.

 

ما میدانیم زن محور خانواده است و اگر اصلاح شود جامعه اصلاح میشود و مواد آموزشی باید متناسب با جنسیت دانش آموزان تهیه وتدوین شود لازم نیست یکسری مطالب را آقایان بدانند ولی نیاز است دختران بدانند و بالعکس کتاب فنی حرفه ای دختران و پسران داشتیم که هرکدام متناسب خودشان است.

ما اگر این عدالت جنسیتی را مد نظر قرار دهیم و رعایت کنیم بسیار بهتر است خود آموزش و پرورش ما نیز نقص دارد که با اجرایی شدن سند تحول بنیادین برطرف خواهد شد اما این مطرح کرد برابری جنسیتی لزوما درست نیست و باید عدالت جنسیتی وجود داشته باشد.

 

انتهای پیام/

 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *